letras.top
a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z 0 1 2 3 4 5 6 7 8 9 #

letra de zabdar - reza pishro

Loading...

[کورس – رضا پیشرو]

ضربدر زدم رو نقشه
با اینکه میدونستم این گنجه باعث رنجه
وقتی قندی نیست تو قهوه، مزه تلخه
عقلی نیست توو سرِ اهل گله
همه سر به نیست توو قلعه
مردی نیست توو صحنه جنگه
جای چنگ دیو رو ببره

[ورس یک – رضا پیشرو]

بیا بالا گاهی وقتا
همه اینو نمیفهمن
داره شبه تاریک هم ماه
باید حقیقتو شنید از حق
توو خونتون بشین از ترس
آب دونه دونه چکید از سقف
باید کار کنی بدی همدم
وقتشه قاب کنی همه خاطرات خوبو دیگه بری جنگل
اگه وایسادی بشین عمداً
پروازتو بگیر از غم
الماستو بچین از من
ته قصمون هر چی که هست
بیاریم قلبی به دست
جا اینکه گرمی به دست
بیوفتیم دنباله تغییر مرز
منم هیچ امیدی ندارم به تم ترمیم عقلم
مثه اون قدیما دیگه نمیخوام اهلی بشم
پاهام تیغ درآوردن و نمیخوام زنجیره چرخ
واسه من شدی یکی از ایستگاها گندیه تهش
مردی که هزار بار زمین خورد و تقدیرو کند
نوک قلمش تبدیل شده به یه شمشیر زر
وقتی هیچ چیزی تعدیل نمیشه من غمگینشم
عده ای کل خونشون با یه دونه شمع میشه گرم
میدونم چه سفره ای می‌چینی سال نو
نمیدونی چقد بغض میکنم واسه ظلم
عادلانه ترینشم عادلانه نیست
وقتی ما به سادگی دادیم پا به دیو
[کورس – رضا پیشرو]

ضربدر زدم رو نقشه
با اینکه میدونستم این گنجه باعث رنجه
وقتی قندی نیست تو قهوه، مزه تلخه
عقلی نیست توو سرِ اهل گله
همه سر به نیست توو قلعه
مردی نیست توو صحنه جنگه
جای چنگ دیو رو ببره
ضربدر زدم رو نقشه
با اینکه میدونستم این گنجه باعث رنجه
وقتی قندی نیست تو قهوه، مزه تلخه
عقلی نیست توو سرِ اهل گله
همه سر به نیست توو قلعه
مردی نیست توو صحنه جنگه
جای چنگ دیو رو ببره

[ورس دو – سیناب]

مثله شبه روزه جمعه، دل تاریکی قرصه
مث غمِ تووی صبحه، سفید ولی اشک رو نقطه
خاطره بوده کل زندگیت داشت روی دور تند میره
نمیشه کند، لبش تیز نمیشه برد
تا همون مینویسم میرم از اینجا
بی ایمان نمیشم وفاداره همینام
چیدی بازم چه چیزایی تو سر راهم
روبرو میشم با همه لحظه هاش
میدم نور تووی جنگل
میرم رو غروب و محوم
چیدم تو طلوع بعدم
دیدم کوه برونه مرزم
نه کوه دیدم واس اومدن
بروز میدم زخمای روی تنم
از غرورم بیزارم چون دیدم ذاتمو دیوانس
[کورس – رضا پیشرو]

ضربدر زدم رو نقشه
با اینکه میدونستم این گنجه باعث رنجه
وقتی قندی نیست تو قهوه، مزه تلخه
عقلی نیست توو سرِ اهل گله
همه سر به نیست توو قلعه
مردی نیست توو صحنه جنگه
جای چنگ دیو رو ببره

[ورس سه – کیارپ]

تا به خودم بیام، خودم رفته از توم
رد میشه کلا هفته از روم
شدم خسته بد بود
این دنیا و هر چی دورم هستش هر روز
پر از زخم زبون، آدما مرتب به دندون
میکشن اما دل سنگ مادی و
خورشید زندگی شد هر لحظه کم نور
تاثیرا همیشه روم، زندگی معنوی اسیره پول
یه حسی بهم میگه ولی بتون اراده غریزی قوی بمون
دنیا توو تغییره تو میتونی، بسازی مسیرتو
واسه کائنات یه وسیله بشی و
نگه داری نژاده اصیلتو
روزا میان که واسه تو خاطره شن
این دقیقه ها همه تیکه های پازلشن
وابستگی هاتو بندا دور حتی واسه یه شب و
از خودت بزن بیرون نذار مرزا مانع بشن
[ورس چهار – رضا پیشرو]

هنوز گرما رو حس میکنم، ساعتمو پر شن میکنم و
هر دیقه برعکسم، مثه چرخشه جدول ضرب
تو روحم داره جابه‌جا میشه ترکشِ چند نسلم
گاهی میخوام هرچی که ساختم در بره از دستم
وقتی به شادی میرم که تووم غم بشه صد درصد
روزی زنده میشم که با مرگ بشم همبستر
نگو حرفشم نزن اصلاً، نمی‌خواستم و فقط هستم
می‌خواستم و زدم اول، جای زخما رو ورقم هست
منم هیچ امیدی ندارم به تم ترمیم عقلم
مثه اون قدیما دیگه نمیخوام اهلی بشم
پاهام تیغ درآوردن و نمیخوام زنجیره چرخ
واسه من شدی یکی از ایستگاها گندیه تهش

[کورس – رضا پیشرو]

ضربدر زدم رو نقشه
با اینکه میدونستم این گنجه باعث رنجه
وقتی قندی نیست تو قهوه، مزه تلخه
عقلی نیست توو سرِ اهل گله
همه سر به نیست توو قلعه
مردی نیست توو صحنه جنگه
جای چنگ دیو رو ببره
ضربدر زدم رو نقشه
با اینکه میدونستم این گنجه باعث رنجه
وقتی قندی نیست تو قهوه، مزه تلخه
عقلی نیست توو سرِ اهل گله
همه سر به نیست توو قلعه
مردی نیست توو صحنه جنگه
جای چنگ دیو رو ببره

[ورس پنج – مجهول]

هنو واسمون گُنگه بازی، درگیره بعد مادی
ارزشا عوض شدن
هممون دور شدیم از خودشناسی
همینه که قضاوت بیداد کرده
بد پول در میاریم با سیاست بهتر
خشت اولو کج گذاشتیم
تا ثریا دیوار رفته کج
هرچی که باشه منفعله
پس میشه زمینه ساز گسترشه فقر
زیاده‌روی تو روزمرگی
سیاهو بردار روش خط بگیر
آرامش، لای مشتای بی دفاع گم شده
رکنای بی حساب میزنن حرف اولو
که ندیدیم دنیای بی شک
گفت کم رنگ شده نقش حرکت
اینقدر که گرفتی زخم بستر
یادمون رفته خیلی چیزا رو
انگار دور شدیم از اصل مطلب
ما زدیم از خودمون، آرزو ها سقفش عایق
تباهه نتیجش تو بگو، خلایق هرچه لایق

[کورس – رضا پیشرو]

ضربدر زدم رو نقشه
با اینکه میدونستم این گنجه باعث رنجه
وقتی قندی نیست تو قهوه، مزه تلخه
عقلی نیست توو سرِ اهل گله
همه سر به نیست توو قلعه
مردی نیست توو صحنه جنگه
جای چنگ دیو رو ببره

letras aleatórias

MAIS ACESSADOS

Loading...