letras.top
a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z 0 1 2 3 4 5 6 7 8 9 #

letra de man faghat ye khabam - gooya

Loading...

[قسمت اول]

خودت رو میبینی جلو آینه

سربازی بُخارات ذهنت میگه شاهی

فکرت جای ترِ بچه زمزمه ی جنگه

خواسته نخواسته به طنز تلقی میشی گاهی

گندم، چاه نفت، برق، گاز، جای زخم

یکی داره یکی ندار، تُپُلی معامله س

یکی رو ظلم میتازه یکی زیرش پهنه

یکی مثل من کهنه گذاشتنش تو جعبه

دلخوشی دکوری خوشحالیِ مزونی

کار دست نه دل! بنا شده بتونی

تو دلم بارِ، زمینِ سقوط کرده

تنی و فَنی! پرت میکنن دروغ سمتت
دست و پنجه ی سراشیبیا

منتهی به قعر حسرتم و نیست عوارضی بام

سکوت از پوست میخواست بزنه بیرون

حرفاش بوی انزجار گرفت تو هیکل بی خون

دستامون پُر جرمه، کینه ها پشت عقده

میشه روندی که حَیُّ حاضر تو قافله حکمه

بدون درد سختی تمومی نداره

نبازِ پیروز نمیشه همینِ جوانب

[همخوان]

من فقط ی خوابم

گمشده در چشم داشتی از جنس ماتم

مضارع بعیدی که شروع نشده جا زد

توبیخ شده ی تبار و خون آدم
من فقط ی خوابم

گمشده در چشم داشتی از جنس ماتم

مضارع بعیدی که شروع نشده جا زد

توبیخ شده ی تبار و خون آدم

[قسمت دوم]

الان که دارم این ترانه رو میگم

نمیدونم چی میخوام رو ورق قرار چی بیاد

حس گُنگترین مغز جهان رو دارم

انگار ده شب اغمای مطلق بودم باز چشمهام

شمّ انکار میاد و میزنه تو برجکم

خراب میکنم تا الان هرچی ساختم رو

خواستم هست و نیستم رو شیربها کنم

تا دریچه ی تاریک قلبم روشن بشه
اما میدونی خون بهای چیو پس میدم؟

ضمیرِ مبتلا به عاشقی

ما دوتا حصار، معبری بینمون نیس

هرکدوم عابری جُدا، ازاون فداکاری نبود

خودم خواستم سر رو به سامان برسونم

اما انگار لقمه ی نوح برا دهنم گنده بود

خواستم حقیقتی و افسانه بسازم

که جریان اصلی حکایت بیداری بود

قرار نبود تلخ تموم شه

گذاشتم نشات بگیره از عاقبت خودم

لالایی میشنوم و خوابم نمیبره

چون تو دنیای حقیقی

من فقط ی خوابم و بس

[قسمت پایانی]

من فقط ی خوابم

من از طوفان ترسی نداشتم

این بلند پروازی خاطره ی نگاهت بود

تو میتونستی حقیقت داشته باشی اما

اما

letras aleatórias

MAIS ACESSADOS

Loading...