letras.top
a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z 0 1 2 3 4 5 6 7 8 9 #

letra de 2ghotbi2 - daniyal

Loading...

[متن آهنگ «دو قطبی ٢» از دانیال]

[ورس اول]
بودم بچه تخش ناخلف غرق استعداد
تو خونه سر تاریک و لنگ اسکناس
با یه مش عقده کمبود و کلی درس اشتباه
با پای پیاده زدم تو قلب اجتماع
نمی‌دونستم یه رو میکنن دردم رو زیاد
اولین کامایی که گرفتم رو نخ های سیگار
نمی‌فهمیدم بعدش می‌خوره لبام به چیا
به پودر سفید رو زورق و متای سیاه
یهو به خودم اومدم دیدم پوستم رو کند
با نبودش میگیره کل وجودم رو ترس
گرفتارم هررو میکنه زورم رو کم
نصف رفیقام شدن رفیق سوزن و رگ
استخوان‌های صورتم تو گونه رو شکافت
شرت هروئین رو میمالید پوزم رو به خاک
رو بالشمید دادم نصف روزم رو بگا
شبا هم پیدا نمیکردن در خونه رو چشام
تنم به پتوهای کثیف بازداشتگاه‌ها خورد
پام به پاتوق‌های زیر پل و پارک‌ها باز شد
تو خونه مثل سگ بودم با خواهر برادرم
داداشی بستم در کون چهارتا لاشخور
تک و تنها تو خیابونا و جنسای تو جیبم
با بدن ضعیف زیر لباس پوسیدم
قدم میزدم نداشتم ستاره تو این شهر
دنده‌هام رو خرد میکرد فشار رو سینه‌م
شده بودم درد و نگرانی تو دل ننه‌م
سینه رو دادم جلو وایسادم تو روی پدرم
اعتبار نداشتم حتی پیش سوپره محل
افتاده بودم توی جاده‌ای که تونل فقط
جوری میزدم دو روز به غذا لب نمیزدم
عین دست مکانیکا بود رنگ پیرهنم
تو قاب آینه دنبال خودم میگشتم
با خودم حرف میزدم
با کسی حرف نمیزدم
[هم‌خوان]
با خودم حرف زدم تا شدم دوقطبی
یه قرصی رو سفید و مورفین
تو خواب غفلت میدیدم کابوس
حکومت رویا‌هامو دزدید
با خودم حرف زدم تا شدم دوقطبی
یه قرصی رو سفید و مورفین
تو خواب غفلت میدیدم کابوس
حکومت رویا‌هامو دزدید

[ورس دوم]
خسته شده بودم از بودن تو اون وضعيت
از درد پاهامو نقطه کوره انگیزم
از پنجره شکسته روح کثیفم
از اینکه کسی نمیاد پی ‌اَم تو کوچه علی چپ
از اینکه همیشه پاره پوره‌ام
از همه اون هدفایی که نصفه کاره موندن
از نگاه نکردن بابام توی صورتم
از دنبال آدما واسه استفاده بودن
این آخریا خودمو از خونه جدا کردم
یه روز مامانم زنگ زد و گفت تورو خدا برگرد
چیزی نمونده بود جدا بشه قلبم
یه صدایی از تو بهم گفت مراقبت هستم
پا شدم یه آب زدم به سر و صورتم
عین مرد تحمل کردم درد رو تنم
دیگه نمیخواستم پیزوری باشم
دیگه نمی کشیدم ببینم سم و تو رگم
شدم پسر خوب کوچه مون
جنگ و دعوا دیگه رفته بوده توی خونمون
دیگه پول یه ماهم نمیشد تو یه روز حروم
تو در و دیوار و اتاقم بوی دود نبود
دیگه قرص نمیخورم واسه اعصاب آروم
نئشه میشم با بوی غذا و خاک و بارون
انگار یه نفر حیاط و زده آب و جارو
با یه شات قهوه میشینم کنار پله ها
نئشه میشم تو خیابون دست نوشته هام
به قول بهروز وثوقی توی متن اون سکانس
تف به نشگی بعد التماس
امروزم میدوئم واسه فردای راحت
رفاقتی هم ندارم من چند ماهه با غم
خودم واسه خودم فرستادم جلیقه نجات
از دریا گذشتم و الان چند ماهه پاکم
[هم‌خوان]
با خودم حرف زدم تا شدم دوقطبی
یه قرصی رو سفید و مورفین
تو خواب غفلت میدیدم کابوس
حکومت رویا‌هامو دزدید
با خودم حرف زدم تا شدم دوقطبی
یه قرصی رو سفید و مورفین
تو خواب غفلت میدیدم کابوس
حکومت رویا‌هامو دزدید

letras aleatórias

MAIS ACESSADOS

Loading...